من و دنیا

دنیا یک جور دیگری می چرخد این روزها...

یک جور دیگری می چرخاندم!...

فرقی نمی کند اما...

من و این سرگیجه ی مدام!...

تصاویری از جاده های زیبا و دیدنی| HiPersian.Com

دلم برای همه تان تنگ شده دلم برای سادگی هایمان تنگ شده...خسته شدم ازبس دویدم

گل یخ عزیزسرگرمی ندارم همه اش برای این است که بدانم شاگردهایم کجاها میرن ویچت و....!

امسال تمام بشه میرم سراغ یک کار دیگه..مثلا عطاری...!

اینجا دنیاست

اینجا دنیاست... نه اولهای اولش... نه آخرهای آخرش...

یک جایی آن وسطها...

بیایید گولش را نخوریم... عقب عقب نمی رود... نمی ایستد...

 دارد جلو می رود... آن هم با شتاب... خیلی هم با شتاب...

چه حرف بی ربطیست که

مرد گریه نمی کند

گاهی آنقدر بغض داری

که فقط باید مرد باشی

تا بتوانی گریه کنی...

................................................................................................

خسته ام..خسته..دعام کنید

موفقیت...

می گویند یکی از شاگردان سقراط ، به او گفت : کاری بکن که من آدم موفقی بشوم .

سقراط گفت :بعد از ظهر بیا کنار رودخانه . بعد از ظهر شد و رفتند کنار رودخانه .

سقراط گفت : خم شو . خم که شد ، سقراط گردنش را گرفت و برد زیر آب .

اینقدر نگه داشت که داشت خفه می شد و بال بال میزد . بعد سرش را آورد بیرون

و چند دقیقه ای طول کشید تا نفسش جا بیاید . شاگردش گفت :

داشتی مرا خفه می کردی . سقراط گفت : آن زیر که بودی برای زندگی چقدر

به هوا نیاز داشتی ؟ چه قدر تلاش کردی ؟ گفت : تمام انرژی ام را گذاشتم که دست تو را

بزنم کنار و بیایم بالا . سقراط گفت : اگر برای هر کاری ، همین قدر انرژی مصرف بکنی ،

موفق می شوی .

ازفردا موفقیت را باید همین طوری یاد این شاگردام بدم...