+15
گورستان بزرگ پایتخت که 40 سال از عمرش می گذرد روزانه 130 میت را در خود جای می دهد.
در این میان قبرکن ها، غسال ها، مداح ها، نیروهای خدماتی و حتی نگهبانان سرباز هم
با هر یک فراخور مسئولیت خود با اموات سرو کار دارند ولی غسالها بیشتر از همه
سرو کارشان با میت ها است و شاید نشستن پای خاطرات آنها خالی از لطف نباشد.
البته باید بالای این گزارش و خاطرات نوشت +15 !
یک بار پیرمردی را آوردند که اصلا به مرده شبیه نبود، چهره روشن و بسیار تمیز و معطری داشت.
وقتی پتو را کنار زدم بوی گلاب می داد. آنقدر تمیز و معطر بود که من از مسئول غسالخانه
تقاضا کردم خودم شخصا این پیرمرد را بشورم و غسل بدهم، همه بوی گلاب را موقع
شستشو و وقتی که آب روی تن این پیرمرد می ریختم حس می کردند. وقتی که کار
غسل و کفن تمام شد بی اختیار در نماز و تشییع این پیرمرد شرکت کردم، بیرون برای تشییع و
خاکسپاری اش صحرای محشری به پا بود. از بین ناله های فرزندانش شنیدم که گویا این پیرمرد
هر روزش را با قرائت زیارت عاشورا شروع می کرد. از بستگانش دقیقتر پرسیدم،
گویی این پیرمردبه این موضوع شهره بود، آدمی که هر روزش بازیارت عاشوراشروع می شد...

..............................................................................................................
میخوام این خاطره را برای بچه هام بگم...شاید ذائقه شان تغییرکرد![]()
خدا همه جوری برکتش را برایم نازل میکندباران دیشب در شهرم هوارادلپذیرکرده![]()


























به نام آنکه همه دوستش داریم ...