اگر روزی روزگاری.....

اگر روزی روزگاری مغزم افتاد و مُرد اعضای بدنم را ببخشید... چشمانم را... کلیه هایم را...
کبدم را... هرآنچه به کارتان می آید را دریغ نخواهم کرد... اما...
با دلم کاری نداشته باشید... می ترسم روزی روزگاری گیرنده اش بنالد که
قربان دلِ بیمار خودم،این دلِ دلشوره ای مال کدام خدانیامرزی بود... ![]()

بعضیا
یه نفرن
اما وقتی نیستن
همه تنهان .....![]()

صبح زود سرخاک شهدا خیلی دعاکردم امیدوارم همیشه همراهیم کنند ![]()
کلاس امروز صبح مان خیلی جالب بودبا اینکه جمعه بودوتابستان کسی غایب نبود![]()
وقتی ازآرامش زندگیش میگه خداراشکر میکنم که تونستم کاری کنم![]()
خدامیداند چقدر دلم شور میزندهفته ی دیگه این موقع ها من کجااینجاکجا![]()
زبان هم پاس شدم این یکی ازعجایب زندگی من بوددرتابستانی که گذشت
۸۵از۱۰۰![]()
+ نوشته شده در جمعه هجدهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 16:30 توسط سمفونی صبر
|
به نام آنکه همه دوستش داریم ...