راستی..................
ایمان دارم
بدون اینکه
اون " یه خوب " بیاد
یه روزِ خوب
هرگز نمیاد ...![]()

« گردان پشت میدون مین رسیده وزمین گیرشده بود.چند نفررفتند معبرباز کنند.
او هم رفت، 15 ساله بود. چند قدم که رفت، برگشت.
یعنی ترسیده؟! خب! ترس هم داشت!
او اما، پوتین هایش را به یکی از بچه ها داد و گفت؛ تازه ازگردان گرفتم، حیفه!
بیت الماله!... پابرهنه رفت! ...
... راستی 3هزار میلیارد تومن چندتا پوتین میشه؟!»
....................................................................................................
دوستی سوال کرده معبربازکردن یعنی چی؟وقتی میدان مین جلوت باشه و نه راه پس داشته باشی نه راه پیش باید عده ایی خودشون را جمع کنندگردبشن مثل توپ بیفتن توی این محل پراز مین ومین هاراخنثی کنند اونم با تکه تکه شدنشون
داشتم یک سخنرانی گوش میدادم یادم اومدچه زودفراموش کردیم اونایی رو
که تو جنگ ازمون دفاع کردن وحالاکیادارن ازصدقه سراونا مردمو بدبخت میکنند![]()
هنوزتو شهرم بارانی نیامده نمیدونم چراخداباهامون حرف نمیزنه![]()
یک ماه از سال گذشت ومن تازه به بچه هایم نشستن وبلندشدن رایاد دادم![]()
مدیرمان هم هیچ کاری برایمان نکرد!من که گفتم منواین همه خوشبختی محاله!
به نام آنکه همه دوستش داریم ...