زندگی گاهی مثل خوردن چایی شیرین های صبح های زود زمستان است که

باید بخوری و بروی سر کار!

شیرین است اما کاش می شد به جای خوردنش همچنان خوابید!...

من انتظار تو را می کِشم؛

تو مرا از انتظارت می کُشی؟

لعنت بر هر چه فتحه و ضمه و کسره ...

...........................................................................

بالاخره این سریال عشق ممنوع تمام شد وای که چه بدتمام شد

انگار که این روزهادارند میدوند دنبال هم...چه زوددارند میرن

خداچقدر بهم رحم میکنه متشکرم ازت