مریم، یك سیب سرخ جلو خودش گذاشت و یك نقاشی ازروی اون تو

دفترش كشید. سیب سرخ، الگوی قشنگ وزیبایی بود و نقاشی مریم

 نمره بیست گرفت. دفتر زندگی ما هم، پر از نقاشی‏های جور واجوریه

 كه به وسیله كارها و رفتارها و حرف‏های ما كشیده می‏شن. بچه‏های گلم!

تو دفتر نقاشی زندگی، معلم، الگوی خیلی خوبیه؛ چون معلم، آدم با اخلاق،

با ادب و با ایمانیه كه اگه همه ما سعی كنیممثل او باشیم، كارهای درست

انجام بدیم و راستگو باشیم، اون وقت ما هم مثل او،انسان مفیدی می‏شیم

كه همه بهمون افتخارمی‏كنن.ما هم مثل معلم،الگو می‏شیم تابچه‏های دیگه

 از روی رفتار و حرف‏های ما نقاشی كنند و دفتر زندگیشون،

ازكارها و فكرای خوب پر بشه......کاش منم یکی از الگوها بودم...کاش

.................................................................................................

آنقدر گرفتارشدم که نتونستم کامنت دوستانم را جواب بدم جبران میکنم قول

سرگردان زمان شدیم و خودمان حالیمان نیست مثل قوم بنی اسرائیل که

سرگردان مکان شده بودند

دریا شدی,باد شدی,بادبان شدی

چیزی نداشتم همه از دست رفته بود

اما برای من (تو) زمین و زمان شدی

پس من تمام وسعت خود را دعا شدم

شاید که مستجاب شوی و......ناگهان شدی

روزت مبارک