من چه بی معرفتم..!
اصلا نمی شود روی حرفهای من حساب کرد ....یک موقع بلند نشوی بیایی ...تو فقط
جای خالی نداشته های من را پر می کنی ..همین ..هیچ انتظاری از من نداشته باش...
من را بگذار به حال خودم... شعرهایی که برایت می گویم همه اش مال توست اما ..
از من انتظار نداشته باش که روز آمدنت تورا بشناسم ...خودم خودم را بهتر می شناسم ...
شاید اگر بیایی مرا نبینی ...دیدی چقدر نمک نشناسم ...این هم از من ...![]()
![]()



خوابت را می دیدم به زبان اصلی و بدون سانسور!
شهرم زیر پتویی از خاک است!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 12:37 توسط سمفونی صبر
|
به نام آنکه همه دوستش داریم ...