فاصله تان را با آدم ها رعایت کنید؛

                  آدم ها یهو می زنند روی ترمز؛

                                        و اون وقت شما مقصری ...!

دختر برای حل مسئله استاد رفت پای تخته;

 لبه چادرش روی زمین کشیده میشد

پسر یه چشمک به دختر پشت سری انداخت روشو برگردوند و با نیشخندی گفت:

بچه ها به شریفی بسپریم لازم نیس امروز کلاس رو جارو بزنه (خنده کلاس)…

دختر خیلی جدی و آروم برگشت و رو به پسر گفت:

پس کی میخواد تو رو جمع کنه!؟

همون صداها این بار بلندتر خندیدن!!

خدابهشت را نصیبتان کند