یقین داشته باش...........
مرد فقیرى بودکه همسرش کره مى ساخت واو آنرا به یکى ازبقالى های
شهرمى فروخت،آن زن کره هارابه صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت.
مردآنرابه یکى ازبقالى های شهرمى فروخت و درمقابل مایحتاج خانه را
مى خرید.روزى مردبقال به اندازه کره ها شک کردوتصمیم گرفت آنهاراوزن کند.
هنگامى که آنها را وزن کرد،اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود.او ازمردفقیرعصبانى
شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: "دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان
یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است".
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: "ما ترازویی نداریم
و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم."
یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم!

بهار؛
همه ی طراوتش را مدیون یک گل است :
گلِ زیبای نرگس، در تقویمِ انتظار ...
«اللهم عجل لولیک الفرج»
......................................................
دلم میخواد یک سری برم تاجیکستان میگن خیلی قشنگ است و شبیه ایرانی ها هستند![]()
هوای شهرم بارانی و سرد شده![]()
به نام آنکه همه دوستش داریم ...