سعی کردم مرز بی ادبی و اعتراض را

دوست داشتن و زیاده روی را

یک بعدی نبودن و سرگردان بودن را

زیر بار ظلم نرفتن و همرنگ جماعت شدن را

حرف زدن و پرو بودن را

و ....

پیدا کنم

اما می دانم که گه گاهی اشتباهی رفتم

 

خدایا می بخشی؟

چقدر این روزها کار دارم واز زندگی چیزی نمیفهمم راستی اون بیرون کلاس چه خبر؟

پشت شانه هایم میسوزند فکر کنم دیگه دارم داغون میشم از نوع فرسودگی